تبليغاتX
دفتر پيشرفت وسياست گذاري دوراندیش

دفتر پيشرفت وسياست گذاري دوراندیش

     آمايش سرزمين، زيربناي توسعه

نويسنده: دكتر سيد محمد مير محمدي‎
    از آنجا كه يكي از اهداف پيروزي انقلاب اسلامي رفع محروميت از مناطق كمتر توسعه يافته و يا به عبارت روشن تر محروم كشور مي باشد، اين مهم از دلمشغولي هاي اساسي دولت هاي پس از انقلاب بوده و در اين زمينه گام هاي مهمي نيز برداشته شده است. اما به رغم گرايش هاي فوق و با همه تلاش هايي كه صورت گرفته، هم اكنون گستره اي از كشور كه حوزه جغرافيايي بااهميتي چون مناطق و نواحي مرزي و زيست بوم هاي ارزشمند طبيعي در زمره آنهاست، به دلايلي از قبيل انزواي جغرافيايي، ناهماهنگي ها، ناامني هاي ناشي از جنگ تحميلي و عوامل محدودكننده امنيت سرمايه گذاري، از چرخه توسعه بازمانده اند. 
   

ادامه مطلب

نوشته شده توسط رها در شنبه هشتم اسفند 1388 ساعت 11:48 | لینک ثابت |

     محدوديت هاي مديريت منابع آّب

شناخت صحيح و کاملا دقيق از وضعيت موجود مناطق مختلف کشور که با توجه به وسعت و اقليم هاي مختلف برنامه ريزي و مديريت خاصي مي¬طلبد، به ارائه برنامه کامل و جهت گيري شده و قابل اجرا کمک شاياني مي‌کند.كه در اين مجال به محدوديتهاي آن مي پردازيم.
ادامه مطلب

نوشته شده توسط رها در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 ساعت 12:56 | لینک ثابت |

     در مورد ميزان تقسيمات كشوري، نهايتاً 14 ايالت يا استان كافي است

در راستاي آشنايي با مسائل مختلف استانها و چالشهاي توسعه منطقه اي در كشور،دفتر توانمندسازي گروههاي استاني شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران اقدام به مصاحبه بااساتيد وصاحبنظران اين عرصه كرده است. مصاحبه با آقاي دكتر امجد عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات يكي ازآنها است كه چكيده آن را درادامه مي بينيد.
ادامه مطلب

نوشته شده توسط رها در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 ساعت 11:59 | لینک ثابت |

     تأمين نهاده هاي اوليه حلقه مفقوده زنجبره گل وگياه

مؤسسه مطالعات تكنولوژي رسام استان مازندران چندي پيش مطالعاتي در زمينه مشكلات صنعت گل وگياه دراين استان داشته است؛ متن زير نتيجه مصاحبه اقاي حاجي پور(كارشناس اين مؤسسه) با مهندس سيد كريم فلاح کارشناس مسوول گل و گیاهان زینتی معاونت باغبانی  سازمان جهاد کشاورزی اين استان مي باشد كه با هم مرور مي كنيم.
ادامه مطلب

نوشته شده توسط رها در شنبه دهم بهمن 1388 ساعت 10:47 | لینک ثابت |

     نقد طرح استراتژی توسعه صنعتی کشور

متن زیر خلاصه کتابی است که به نقد طرح استراتژی توسعه صنعتی کشور (سال 1383) می پردازد.
هر چند مطالعه اين خلاصه قبل از مطالعه اصل کتاب "از سیاست اقتصادی تا سیاست صنعتی" براي خوانندگان محترمي كه پيگير مباني نظري و استدلالي نقدهاي مطرح شده در اين كتاب هستند توصيه نمي‌شود، اما لازم بود براي آن دسته از خوانندگان محترمي كه بالاجبار فرصت مطالعة تمامي بخش‌هاي كتاب حاضر را ندارند، خلاصه‌اي از نتايج نقدهاي كتاب ارائه شود. نكات فشردة زير، تنها بيان نتايج نقدهاي صاحبنظران است كه متن كامل مقالات آنها (حاوي استدلالات و مستندات) در كتاب مزبور مطرح شده است. البته با توجه به آنكه خلاصه مديريتي ذيل از مقالات نويسندگان مختلفي استخراج شده است، تمامي موارد زير لزوماً انعكاس‌دهنده ديدگاه‌هاي تمامي منتقدان طرح نمي‌باشد اما سعي شده تا در حد امكان در بخش ذيل مطالبي آورده شود كه مورد تفاهم غالب منتقدان طرح قرار دارد:

ادامه مطلب

نوشته شده توسط رها در پنجشنبه هشتم بهمن 1388 ساعت 9:46 | لینک ثابت |

     بررسي ديدگاه‌هاي 3 متفكر اقتصادي پس از انقلاب

نويسنده: امير لعلي

اقتصاد ايران طي 3 دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي نشيب و فراز‌هاي بسياري را پشت سر گذاشته است كه مي‌توان آنها را در 3 دهه « جنگ»، «سازندگي» و «توسعه» بررسي كرد. جنگ تحميلي تنها يك سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي موجب برهم خوردن تعادل در حوزه اقتصاد كشور شد، به گونه‌اي كه دولتي‌سازي در اقتصاد پس از عمومي‌سازي‌هاي پس از پيروزي انقلاب، به اوج خود رسيد. اقتصاد كاملا دولتي در كنار تبعات اقتصادي و سياسي ناشي از جنگ كه دولت را ناگزير از دخالت بيشتر در بازار و چاپ اسكناس براي پوشش هزينه‌هاي جنگ ساخته بود، آن هم در شرايطي كه درآمدهاي ارزي به‌شدت كاهش يافته و شوك معكوس نفتي اقتصاد را ضربه‌پذيرتر مي‌كرد، تبعات منفي بسياري بر اقتصاد برجاي گذارد كه اثرات آن مي‌توانست به مراتب بدتر از آن نيز باشد. در دوره سازندگي نياز دولت به نقدينگي براي بازسازي كشور و انجام امور عمراني، ميزان تورم در كشور را طي دوره‌اي كوتاه افزايش داد، اما سياست‌هايي در كشور اعمال شد كه مي‌توان آنها را زيربناي توسعه اقتصادي ناميد؛ سياست‌هايي مانند ترويج خصوصي‌سازي، باز كردن درهاي كشور به روي تجار خارجي، تقويت فرهنگ توليد، يكسان‌سازي نرخ ارز و ... بر پايه همين سياست‌ها بود كه استراتژي‌هاي مترقي در دهه توسعه اتخاذ شد و سياست‌هاي توسعه اشتغال، توجه به سرمايه‌ اجتماعي در سياستگذاري‌هاي اقتصادي، سياست جايگزيني واردات و تقويت و توسعه صادرات غيرنفتي و كاهش اتكاي دولت به درآمدهاي نفتي در بطن برنامه‌هاي بلندمدت نظام اقتصادي كشور قرار گرفت.

در 30 سال گذشته و در دوره‌هاي يادشده، اقتصادداناني بودند كه نقش موثري در اقتصاد كشور داشتند؛ نقشي كه اثرات آن همچنان در اقتصاد كشور مشهود و قابل لمس است و بي‌وجود آنها، شايد سرنوشت اقتصاد ايران به گونه‌اي ديگر رقم مي‌خورد. در اين بين نقش اجرايي و تفكرات ايدئولوژيك 3 نفر بر اين 3 دوره قابل توجه بوده است؛ مرحوم ميرمصطفي عالي‌نسب در دهه جنگ، مرحوم محسن نوربخش در دهه سازندگي و مرحوم حسين عظيمي در دوره توسعه.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط رها در سه شنبه ششم بهمن 1388 ساعت 15:6 | لینک ثابت |

     دولت ها معمولاً به جای کم کردن وزن خود؛انگشتان خود را قطع می کنند!

امروز دولت و سازمان‌هاي دولتي، مفاهيمي همچون بوروكراسي، ديوان‌سالاري، عدم مسؤليت‌پذيري، كندي و سستي را به ياد مي‌آورند. بوروكراسي حاكم بر سازمان‌هاي دولتي، افراد مسؤل، نخبه و خلاق را به انسان‌هايي مسؤليت‌گريز، هم‌رنگ جماعت و دنباله‌رو تبديل مي‌كند.
نويسنگان "كتاب باز آفرینی نقش دولت" تلاش كرده‌اند تا با ارائه نگرشي نو از دولت، راه‌حلي براي معضل بوروكراسي در كشورشان (امريكا) بيابند. بدين منظور با طرح مفهوم «بازآفريني دولت» به تبيين جايگاه و فلسفه وجودي دولت پرداخته‌اند. در ادامه خلاصه این کتاب را با هم مرور می‌کنیم. 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط رها در یکشنبه چهارم بهمن 1388 ساعت 17:27 | لینک ثابت |

     چرا حل مشكلات اساسي كشور روي زمين مي‌ماند؟

مشورت درباره يك چالش ملي


1.طرح مسئله:
•طی مسیر پیشرفت در کشور مستلزم انجام اقدامات متعددی در سطوح مختلف از سیاست‌گذاری تا برنامه‌ریزی و اجرا است. 
•بدیهی است اثر اقدامات در پیشرفت متفاوت خواهد بود؛ زیرا برخی اقدامات زیربنایی‌تر و اساسی‌تر و در نتیجه اثربخش‌تر (اقدامات تحول‌آفرین) و برخی دیگر کم‌اثرتر هستند.
•اقدامات با ویژگی‌های زیر را مي‌توان اقدامات تحول آفرين ناميد:
     - این موضوعات بیشتر از جنس اهداف منتهی به اقدام هستند؛ در یک مقطع برای همیشه انجام می‌شوند و می‌توان تحقق و یا عدم تحقق آنها را سنجید و شاخص‌های تحقق آن نیز موجود و ملموس است.
     -این موضوعات نقشی کلیدی در پیمودن فرایند توسعه در کشور ایفا می‌کنند که می‌توان اثر آنها را در تعداد زیادی از حوزه‌ها در فرآیندهای اساسی کشور  مشاهده کرد.
    - به علت نقش اساسی مباحث مورد نظر در فرایند توسعه، می‌توان آنها را در زمرة سیاست‌های کلی نظام دانست (که اکثر آنها هم به نوعی در سیاست‌های کلی نظام منعکس شده‌اند) .
   - نه تنها نقطة چالش کشور در شرایط فعلی، پذیرش یا عدم پذیرش این موضوعات نیست. بلکه نسبت به ضرورت تحقق آنها توافق نیز وجود دارد؛ چالش اصلی در پایبندی به اجرا، در اولویت قرار دادن آن و چگونگی اجرای آنهاست .
   - اگر نگاهي به سياست‌هاي كلي برنامه پنجم بيندازيم موارد زير را مي‌توان در زمره اقدامات تحول‌آفرين بر شمرد:
   1.طرح مهندسی فرهنگی (بند 1)
   2.تحول در نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی (بندهای 7 و 8)
   3.نقشة جامع علمی کشور (بند11)
   4.قطع درآمد نفت از بودجة جاری کشور (بند 3-22)
   5.اصلاح ساختار نظام بانکى (بند 23)
   6.سیاست‏هاى کلى اصل 44 قانون اساسى (بند25)
   7.تبدیل نظام بودجه‌ریزى کشور به بودجه‌ریزى عملیاتى (بند32)
   8.اصلاح نظام برنامه‌ریزی کشور (بند 33)
   9.هدفمند کردن یارانه‌ها (بند3-34)
   10.اصلاح ساختار بخش کشاورزی (بند1-35)

•برای رسیدن به اهداف بلند کشور باید در تشخیص، تصمیم، اقدام و نظارت بر «اقدامات تحول آفرین» قدرتمند عمل کنیم.
•آسیب‌شناسی عملکرد دستگاه‌های مختلف، نشانگر غفلت در این زمینه است؛ به دیگر سخن مجموعه‌ای از مسائل در کشور وجود دارد که حل آنها اثر قابل توجهی در پیشرفت کشور در مسیر چشم‌انداز بیست‌ساله دارد و به‌‌رغم هماهنگی و تأکید مسئولان، خروجی‌های قابل قبولی ارائه نشده‌است؛ كه موارد بالا در زمره اين موارد است.


2.آسیب‌شناسی حوزة اجرا:
•اکثر اقدامات مؤثر در پیشرفت کشور (به‌ویژه در حوزة اقتصاد) معطوف به قوة مجریه است؛ به عبارت دیگر باید ارادة قوة مجریه بر انجام آنها قرار بگیرد.

•انجام اغلب این امور، دشوار، پرهزینه (از ابعاد مختلف مالی، اجتماعی، سیاسی و...) بوده؛ نتایج آنها در بلند‌مدت مشاهده می‌شود. لذا از این حیث با اهداف کوتاه‌مدت در تناقض هستند.

•قوة مجریه در کشور ما از عمر کوتاهی برخوردار است و ساختار اجرایی کشور کاملاً وابسته به رفت و آمد رئیس‌جمهور است. با فرصت کم حضور در قوة مجریه، دولت‌ها به علل مختلفی از جمله کسب رأی مجدد خود و یا حزب متبوع، ارائة کارنامة با شاخص‌های مطلوب در عرصة عمومی کشور و دلایلی این‌چنینی، گرایش به کارهای بیلان‌محور دارند و از کارهای سخت، پرهزینه و یا کارهای دیربازده استقبال نمی‌کنند.

•علاوه بر این،‌ اقدامات مذکور هیچ‌گاه به مطالبة عمومی تبدیل نشده تا دولت‌ها از ناحیة جذب آرای عمومی به انجام آنها ترغیب گردند.

•از سوی دیگر به واسطة ایرادهای حوزة تشخیص و تصمیم، تکالیف بالادستیِ تعیین‌شده برای مسئولان اجرایی بیشتر از توان آنهاست. بنابراین آنها از میان تعهدات متعدد، مجبور به انتخاب هستند. طبیعی است که در این انتخاب کارهای ساده و زودبازده بر کارهای سخت، پرهزینه و بلندمدت ارجحیت می‌‌یابند؛ به عبارت ساده‌تر تعیین اولویت‌های کشور در مقام عمل (یعنی آنچه که اتفاق می‌افتد) نه در اختیار مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا مجلس شورای اسلامی و.... بلکه در اختیار پایین‌ترین حلقه‌های اجرایی است. تنها در مواردی که نهادهای بالادستی پیگیری‌های مجدانه‌ای داشته‌اند، این اولویت‌ها به سطوح اجرایی رسوخ نموده‌است.

•سیستم توزیع قدرت در نظام اجرایی نیز به گونه‌ای است که عملاً شناسایی مسئول و پاسخگو در برابر اقدامات دشوار است. در بسیاری از امور بخش‌های مختلف مشارکت دارند و پیشبرد کارها مستلزم همکاری این بخش‌هاست؛ چرا که با عدم همکاری یک بخش، کار متوقف خواهد شد. هر بخش قادر است با استناد به بخش‌هایی از کلاف درهم‌پیچیدة قوانین و اسناد بالادستی و یا محدودیت‌های منابع، استدلال کافی برای کوتاهی در کار پیدا کند؛ آنچه در این فرایند حاصل می‌شود، روی زمین ماندن کارهاست؛ مگر در موارد استثنایی.


3.آسیب‌شناسی حوزة تشخیص، تصمیم و نظارت:

•از اهداف نگارش سیاست‌های کلی نظام در حوزه‌های مختلف، هماهنگ کردن اقدامات اجرایی در مسیر‌های مشخص بوده‌است که یکی از نتایج آن، تبیین اقدامات تحول آفرین لازم (موارد مد نظر در این نوشته) برای پیشرفت کشور بود؛ به عبارت دیگر بسیاری از اقدامات تحول آفرین کشور به نوعی در اسناد بالادستی تجلی پیدا کرده‌است.

•شاید تصور می‌شد که اگر این اقدامات تحول آفرین را در قالب سیاست‌های کلی نظام مدون و مصوب کنیم، به اجرای آنها کمک شایانی می‌شود؛ یعنی تدوین اسناد بالادستی کمک ویژه‌ای به پیشبرد امور کشور خواهد کرد. حال آنکه در گذر زمان مشخص شد به علت ضعف‌های موجود در فرایند تصویب و نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی نظام، صرف تصویب اسناد بالا‌‌دستی سهم اندکی را در اجرای آنها به خود اختصاص داده‌است.

•یکی از آسیب‌های مهم، افزایش سیاست‌های تدوین‌شده و تصویب‌شده است. هم تعداد اسناد بالادستي بسيار زياد است و هم در دل اسناد حجم بسيار زيادي از مطالبات و تكاليف كوچك و بزرگ ذكر مي‌شود. بنابراین در واقع نقش راهنمای مجریان و تصمیم‌گیران را ایفا نخواهد کرد و به جای شفاف‌سازی، کلاف پیچیده و در هم اسناد بالادستی را پیچیده‌تر مي‌كند (آسیب در کمیت).

•آسیب دیگر ناظر به کیفیت سیاست‌های تصویبی است. مصوبات در موارد متعددی عملاً سیاست نبوده،. بسیاری از آنها از جنس هدف هستند. هرچند توجه به اهداف، امر مهمی به شمار می‌رود، ولی انتظار است که سیاست‌های کلی نظام برای تحقق این اهداف تدوین شوند؛ نه اینکه خود محدود به اهداف باشند. حرف‌های اصلی از جنس سیاست که حقیقتاً راهنمای مسئولان برای تصمیم‌گیری و اجرا باشد و قابلیت سنجش و ارزیابی هم داشته باشند، بسیار معدود است (آسیب در کیفیت)؛ البته بماند که بسیاری دیگر از سیاست‌ها فقط در زمرة حرف‌های همیشه خوب هستند!!! یعنی حتی هدف هم نیستند و صرفاً بیان یک سری ارزش‌ها در قالب گزاره‌های عامه پسند است و هیچ قید زمانی و مکانی خاصی را ایجاب نمی‌کند! مانند آنکه بگوییم سیاست کلی ما آن است که همه چیز خوب باشد.

•نهادهاي مسئول تدوین و نظارت بر سیاست‌ها، از ضعف‌های زیر برخوردار است:
 نبود بدنة کارشناسی قوی و کارآمد؛
 سیاسی شدن و در نتیجه انعکاس مواضع سیاسی مسئولان آنها در تصمیمات و نظرات کارشناسی؛
 فرایند غلط تصویب سیاست‌ها: گردش در کمیته‌ها و کمیسیون‌های مختلف که به واسطة عدم همخوانی نزدیک تخصص اعضا با موضوعات مورد بررسی الزاماً به ارتقای کیفیت منجر نمی‌شود. (در کمیته‌ها باید نظر افراد مشخص را دربارة موضوعات مختلف جویا شد؛ در حالی که به نظر می‌رسد هم‌اکنون برای هر موضوع باید جمع تخصصی آن موضوع مرجع مشورت قرار گیرند).

4.پیشنهادهاي بلند مدت:
•هم‌اکنون حوزة سیاست‌های کلی نظام  بسیار گسترده است. مجمع تشخیص مصلحت نظام مسئول تدوین بیش از 130 عنوان سیاست کلی است. از یک‌سو این گستردگی مورد نیاز است و نظام باید بتواند سیاست‌های کلی خود را در حوزه‌های متعدد تدوین نماید. از سوی دیگر در صورت عدم رتبه‌بندی و اولویت‌بندی سیاست‌های کلی نظام و نبود تدبیر برای «اقدامات تحول آفرین»، این موارد به دلایل فوق مورد غفلت قرار می‌گیرد. بر این اساس در گام اول لازم است سیاست‌های کلی نظام اهم و مهم شده و سیاست‌های کلی نظام در حوزه‌های مختلف و سیاست‌ها و اقدامات تحول آفرین تفکیک شوند.

•نهادهاي سياست‌گذار نیازمند اصلاحات اساسی نظیر تقویت بدنة کارشناسی، تفکیک نگرش‌های سیاسی و بهره‌مندی از مقبولیت نسبی در نهادهای مختلف، بازتعریف فرایند تدوین و نظارت بر سیاست‌های و... است؛.

حرف آخر و درخواست
 با همه اين اوصاف، اين سئوال كه در كوتاه مدت چه بايد كرد، همچنان باقي است. برنامه پنجم توسعه پنج‌ساله آينده به پايان خواهد رسيد، اصلاحات بلندمدت زمان‌بر است و باز شاهد اين خواهيم بود كه اقدامات تحول آفرين روي زمين مانده است و مشكلات اساسي به جاي خود باقي !!!
نويسنده همه خوانندگان را دعوت به تكميل اين متن و ارائه پيشنهاد براي حل مسئله در كوتاه مدت مي‌كند.


نوشته شده توسط خودجوش در سه شنبه هفدهم آذر 1388 ساعت 13:37 | لینک ثابت |

     راهبردهاي رشد

متن حاضر ترجمه مقاله «راهبردهاي رشد»، از دانشنامه رشد اقتصادي است. اين مقاله توسط «دني رودريك» استاد دانشگاه‌ هاروارد تهيه شده است.اين مقاله به دنبال آن است كه درس‌هايي كلي و راهبردي از دل تجربيات متنوع در حوزه رشد اقتصادي در 50 سال گذشته استخراج كند منظور نویسنده از «راهبردهاي رشد»، آن دسته از سياست‌هاي اقتصادي و ترتيبات نهادي است كه با هدف دستيابي به هم‌گرايي اقتصادي، يعني رسيدن به معيارهاي زندگي در كشورهاي پيشرفته انتخاب و اجرا مي‌شوند. تأكيد وی كمتر به رابطه بين سياست‌هاي ويژه و رشد اقتصادي ـ يعني ويژگي‌‌هاي تجربي رشد در ميان كشورها ـ مربوط بوده و بيشتر معطوف به پديدآوردن شناختي جامع از طراحي راهبردهاي موفق است.
ادامه مطلب

نوشته شده توسط رها در سه شنبه هفدهم آذر 1388 ساعت 12:33 | لینک ثابت |

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ rdo محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم