| روزهای اولی که در ستاد مرکزی شبکه مشغول به کار شده بودم؛ با نقل مکان یکی از گروههای شبکه مصادف شده بود. به یاد دارم که یکی از کارشناسان گروه مذکور تأکید داشت که علی رغم اینکه محیط جدید از موقعیت فعلی بزرگتر و مجهزتر است؛ اما بودن در مجموعه ستاد را به دلیل هم افزایی ناشی از وجود گروه های دیگر شدیدأ ترجیح می دهد.
آیا تا بحال به مزیت تجمع واحد های نوآور و تکنولوژیک در یک مکان مانند پارک های علم و فناوری یا غیر آن اندیشیدهاید؟ فکر می کنید در عصری که تکنولوژی های ارتباطی در اوج قدرت و پیشرفت قرار دارند؛ نزدیکی فیزیکی آن هم در مورد حوزه ای که بیشتر به مقوله دانش برمی گردد، که به راحتی از طریق ابزارهای ارتباطی قابل انتقال است چقدر ضرورت دارد؟
در این یادداشت سعی می شود یک چکیده خیلی فشرده از دیدگاه آقای شلینگ را در مورد اجتماع جغرافیایی تکنولوژی های نوآور و مزیت های آن خدمتتان ارائه دهم.
این مطلب برگرفته از فصل منابع نوآوری تکنولوژی کتاب مدیریت استراتژیک تکنولوژی نوشته ملیسا شلینگ است که توسط آقای دکتر سید محمد اعرابی ترجمه شده است.
مجموعههاي تكنولوژي مجموعههايي از شركتها كه در يك منطقه واقع شدهاند و به يك تكنولوژي مشترك پيوند دارند و ممكن است روابط خريدار، تأمينكننده و تكميلكننده و نيز همكاري تحقيقاتي ميان خود داشته باشند را گویند.
مهمترين مزيت ايجاد اين مجموعهها سهولت انتقال دانش به جهت موقعيت جغرافيايي است. چرا كه ثابت شده است با وجود پيشرفت روزافزون IT، دانش به سهولت از طريق اين مكانيسمهاي IT انتقال نمييابد.
بخش بزرگي از دليل اين كه دانش به تمركز در منطقه گرايش دارد آن است كه دانش به ميزان زيادي توسط افراد حمل ميشود و افراد اغلب با بيميلي به جابجايي تن ميدهند.
نزديكي و تعامل ميتواند بهطور مستقيم بر توانايي و تمايل شركتها به تبادل دانش تأثیر بگذارد بخصوص در مورد دانشهاي پيچيده يا ضمني به دو دليل:
دانش پيچيده را دانشی گویند كه از اجزا اساسي متعدد برخوردار است و ميان اين اجزا پيوندهاي متقابل زيادي وجود دارد.
و دانش ضمنی را دانشي گويند كه نميتوان آن را به سهولت به صورد کد درآورد.(يعني به شكل مكتوب مستند کرد.)
1- شركتها ممكن است پيش از آنكه قادر به انتقال دانش خود (ضمني يا پيچيده) شوند به تعامل ميان خود نياز داشته باشند تا بتوانند به شيوههاي مشترك درك و تبيين اين دانش دست يابند.
2- نزديكي و تعدد تعامل ميتواند بر تمايل يك شركت به تبادل دانش تأثيرگذارد.
دیگر مزیت هایی که نویسنده برای این مجموعه ها ذکر می کند به صورت خلاصه به شرح زیر است:
· شركتهايي كه در طول زمان با هم تعامل دارند به درك مشتركي از قواعد فعاليت مشترك ميرسند كه در آن هر شريك تعهدات خود را در رابطه با ميزان دانشی كه مبادله ميشود و نحوه استفاده از دانش و رفتار متقابل آن درك ميكند.
· مجموعهاي از شركتها با نوآوري بالا، شركتهاي نوپاي بيشتري را جذب و با رشد اين شركتها مانند يك حلقه بهبود مستمر اين مجموعه قويتر و كارآفريني در منطقه مورد نظر رشد فزاينده مييابد.
· در شركتهاي موفق مجموعه كاركنان جديد متبحر جذب و با تبادل دانش بين كاركنان جديد و قديم باعث افزايش دانش ميشوند.
· افزايش درآمد مالياتي و اشتغال باعث بهبود زيرساختهاي عمومي و رفاهي در منطقه ميشود.
• بخش بزرگي از دليل اين كه دانش به تمركز در منطقه گرايش دارد آن است كه دانش به ميزان زيادي توسط افراد حمل ميشود و افراد اغلب با بيميلي به جابجايي تن ميدهند. به همین دلیل است كه اگر به خاطر برخي دلايل يك فعاليت نوآورانه در يك نقطه جغرافيايي آغاز شود؛ دانش متمركز در آن نقطه به سادگي به مكان جغرافيايي ديگر منتقل نميشود. وضعيتي كه به پيدايش مجموعههاي متمركز متخصص در یک تكنولوژي خاص منجر خواهد شد.
· ميزان تبديل شدن فعاليتهاي تكنولوژيك به مجموعههاي جغرافيايي به عوامل زير بستگي دارد:
o ماهيت تكنولوژي، نظير پايه دانش اصلي يا ميزان تحت حمايت بودن آن از طريق حق امتيازها، كپيرايت و ميزان نياز به تعاملات مكرر و نزديك.
o ويژگيهاي صنعت، نظير ميزان تمركز بازار يا مرحله چرخه عمر صنعت، هزينههاي حمل و نقل، فراهم كردن بازارهای تأمينكننده و توزيعكننده
o زمينه فرهنگي تكنولوژي، نظير تراكم جمعيتي نيروی كار يا مشتريان، توسعه زيرساخت يا تفاوتهاي ملي در شيوه تأمین مالی یا حمایت از توسعه تکنولوژی نوشته شده توسط رها در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 13:10 | لینک ثابت |
|